ادامه کلمات زبان تخصصی
Unit 5
Although
اگرچه- هرچند
faculty
توانایی- استعداد
International law
حقوق بین الملل
Comprise
شامل بودن-متشکل بودن از
Require
نیازداشتن-لازم بودن
Legal
قانونی
Definite
معین-مشخص- مقرر
Lacking
فقدان
Predetermine
ازپیش تعیین کردن-تصمیم گرفتن
Hardly
به سختی
In the course of time
درطول زمان
Protect
حمایت کردن- حفاظت کردن
Institute
ساختن- بناکردن- نهاد
Abroad
خارج
Include
شاملِ
Depend
وابسته بودن
Permanent
دائمی- همیشگی
Survive
بقا
Consular
کنسولی
Council
شورا
Thus
بنابراین
Rotating
چرخشی-گردنده
Necessary
ضروری
Status
مقام-وضع-حالت-مرتبه
Existence
وجود- هستی
Constitution
قانون اساسی
In term of
برحسبِ- ازلحاظِ
Forbidden
ممنوع بودن
Indeed
درواقع- به راستی
So that
برای اینکه- به طوریکه
Fully
کاملاً- تماماً
Treat
رفتارکردن- عمل کردن
Take advantage
استفاده کردن-بهره مندشدن
Dignity
احترام- شأن- شایستگی
Permitted
مجاز
Send
فرستادن
Remain
باقی ماندن- وجودداشتن
Maintain
باقی ماندن- حفظ کردن
Hypothetical
فرضی
Temporary
معاصر
While
درحالیکه
Establishment
تاسیس- ایجاد
Separate
مجزابودن- جدا
Various
متنوع-گوناگون
Principal
اصلی- عمده
Kind
نوع
Internal
درونی-داخلی
Trade
تجاری
Affair
موضوع- امر
Delegation
نمایندگی
Lay
قرارداشتن-گذاشتن
Airline
هواپیمایی
Division
تقسیم
Hostel
مسافرخانه
Function
کارکرد-کارویژه
Merchant
تاجر- تجارت
Deem
دانستن- فرض کردن
Marine
دریایی
Possess
دارابودن- دربرگرفتن
Payment
پرداخت
External
بیرونی- خارجی
Pension
حقوق بازنشستگی
Phenomenon
پدیده- حادثه
Represent
ارائه کردن- نمایندگی کردن
Illustration
شرح- توضیح- مثال
Falling
افتادن- ریختن
Consequence
نتیجه- پیامد
Competence
صلاحیت- شایستگی
Equality
برابری
Moreover
به علاوه- به اضافه
wish
آرزو- آرزوکردن- خواستن
grant
عطاکردن- بخشیدن
Convenient
راحت- سهل- مناسب
Sending state
دولت فرستنده
Regulate
تنظیم کردن
Receiving state
دولت دریافت کننده
Certain
مشخص- معین
Reciprocity
رابطه متقابل- تقابل
Through
از طریق
Respect to
باتوجه به
Mission
هیأت- ماموریت
Extent
اندازه- وسعت
Regular
منظم- همیشگی- معمولی
Enumeration
شمارش- فهرست
Purpose
هدف- مقصود
Operate
اجراکردن- عمل کردن
Disperse
متفرق شدن- پراکنده شدن
Corollary
پیامد- نتیجه
Termination
خاتمه- پایان
Perform
اجراکردن
Sovereignty
حاکمیت
Allocation
توزیع- اختصاص
Exercise
اِعمال کردن
Former
پیشین- سابق
Territory
قلمرو- سرزمین
Immunity
مصونیت
Permission
اجازه
Extensive
وسیع-گسترده
There in
درآنجا- درآن
Refuse
ردکردن- امتناع کردن
What so ever
هرچندکه-هر-هرآنچه
Embassy
سفارت
Daily
روزانه
Bound
محدودکردن
Requisite
شرط لازم- لازمه
Trace
اثر- نشان
Postulate
اصل قراردادن- مسلّم دانستن
Personalize
شخصی شده
Accord to
طبقِ- برحسبِ
Find/found
پیداکردن- یافتن
Representative
نماینده- نمایندگی
Oblige
مجبورکردن
Precise
درست- دقیق
Ambassador
سفیر
Scope
حوزه- منطقه
Competent
صلاحیت دار- شایسته
Beside
غیراز- درکنارِ
Bind
موظف کردن
Functional
کارکردی
Signature
امضا
Merely
صرفاً
Treaty
پیمان- عهد
Intercourse
مذاکره- مراوده
Apply
به کاربردن
Flow
جریان داشتن- جاری
Irrespective
بی توجه به- صرف نظراز
Monarch
پادشاه
Vest
سپردن- واگذارکردن
Consequently
نهایتاً
Precedence
برتری- ترجیح
Envoy
فرستاده- مامور
Procession
گروه- دسته
Accredit
بااستوارنامه فرستادن
Distinguish
تمایزگذاشتن- تفاوت گذاشتن
personally
شخصاً- به تنهایی
Criminal
جنایی- جرمی
offence
سرپیچی- تخلف
Instance
نمونه- مثال
Offend
سرپیچی کردن- تخلف کردن
Fulfill
انجام دادن- اجراکردن
Dignity
شأن- منزلت
Reliance
اعتماد
Defamation
افترا- تهمت
Ability
توانایی
Comity
تعارف
Represent
نمایندگی کردن- ارائه کردن
Effective
موثر
Except
مگر-به جز
Restriction
محدودیت-مانع
Symbolic
نمادی
Unjustified
تصویب نشده- تصدیق نشده
Recognize
شناسایی کردن- شناختن
Quite
کاملاً
Claim
ادعاکردن
Consent
رضایت- راضی بودن
Separate
جدااز- مجزااز
Duty
وظیفه
Mouthpiece
سخنگو
Bodyguard
نگهبان شخصی- محافظ
Require
خواستن-لازم دانستن-نیاز
Secret
سِری- مخفی
Communication
ارتباط
Accompany
همراهی کردن-مطابق بودن
Unless
مگراینکه
Bilateral
متقابل- دوجانبه
Intervenes
دخالت کردن- مداخله کردن
Period
دوره
Spokesman
سخنگو
assume
فرض کردن- درنظرگرفتن
Address
مخاطب قراردادن- صحبت کردن
Entrust
تضمین کردن- بیمه کردن
Send back
پس فرستادن
Conversely
برعکس
Reply
پاسخ- واکنش نشان دادن
Abroad
خارج- خارجی
Evident
آشکار- واضح
Authorized
مجاز- مصوب- معتبر
Attention
توجه- دقت- مراقبت
Credential
استوارنامه
Permanently
دائماً- به طورهمیشگی
Certificate
گواهینامه-گواهینامه دادن
Envoy
نماینده- فرستاده
Signed
امضا شده
Network
شبکه
Operation
عمل
Treaty
پیمان-عهدنامه
Mutual
متقابل
Unwritten
نانوشته
Chief
اصلی- عمده
Severance
قطع- تفکیک
Serve
خدمت کردن
Unilateral
یک جانبه
Communicate
ارتباط برقرارکردن
Extremely
به حدافراطی- شدیداً
Conversation
مکالمه-گفتگو
Rare
کمیاب- نایاب
Ambassador
سفیر
Imply
دلالت کردن
Instruction
آموزش – دستور
Already
ازپیش- قبلاً- فعلاً
Interview
مصاحبه- مکالمه
Out last
پایداری کردن- بیشتردوام آوردن
Summon
فراخواندن
Precede
مقدم بودن- ارجح بودن
Category
طبقه
Interrelationship
ارتباط درونی
Reffer to
اشاره داشتن به
objection
مخافت- اعتراض
Led to
منجرشدن به
Offer
پیشنهادکردن
Trend
تمایل- میل
Withdrawn
عقب کشیدن- پس گرفتن
In favor of
به نفعِ- موافق-خواهان
Appointment
نصب
Amalgamating
آمیزش- ترکیب
Third
سوم- سومین
Single
مجرد- تنها
Certain
معین- مشخص
Sole
تنها- انحصاری
Obliged
مجبور
Nevertheless
باوجوداین
Refusal
امتناع- عدم قبول
Filling
چیزی که جای چیز دیگری را پرکند
Naval
وابسته به نیروی دریایی
Member
عضو
Submit
تقدیم کردن-تسلیم کردن-تسلیم شدن
Staff
کارمند-کارمندشدن
Beforehand
قبل-پیش
Administrative
اداری
Approval
تصویب
Technical
فنی
Explain
توضیح- توضیح دادن
Domestic
محلی- وطنی-داخلی
Notify
اخطاردادن- هشداردادن
Title
لقب- عنوان
Acceptable
قابل پذیرش
Case
مورد- موضوع
Terminate
پایان دادن- خاتمه ادن
Secretary
منشی
Employment
استخدام-به کارگرفتن
Attach
وابسته سفارت
Failing
نقطه ضعف-کاستی-کمبود
Nationality
ملیت
Reasonable
منطقی-معقول
Appoint
منصوب کردن
Refuse
ردکردن- امتناع کردن
Regard to
توجه کردن به- ملاحظه کردن
Circumstance
شرایط- وضعیت
Unit 6
Definition
تعریف
Interdependence
وابستگی متقابل
Practice
عمل
Steadily
به طوریکنواخت- همیشه
Conducting
هدایت- اداره
Expand
بسط دادن- توسعه دادن
Through
ازطریق
Meeting
جلسه
Representative
نماینده
Multilateral
چندجانبه
Entire
همه –کل
Parliamentary
پارلمانی
Formulation
تدوین- تنظیم
Deal with
پرداختن به
As well as
به علاوه
One another
یکدیگر
Execution
اجرا
Occasion
موقعیت- شرایط
In the narrower sense
درمعنی محدودتر
Topic
موضوع
Traditional
سنتی
Bulk
قسمت عمده- حجم زیاد
Whereas
درحالیکه
Remain
باقی ماندن
Objective
هدف
Bilateral
دوجانبه
Restricted
محدود- منحصر
Resident
مقیم- ساکن
Operational
عملیاتی-کاربردی
Critical
بحرانی
Technique
فنون
Negotiate
مذاکره کردن-گفتگوکردن
Whereby
که به وسیله آن
Highest
بالاترین
Pursue
تعقیب کردن- دنبال کردن
Involving
شامل
Beyond
ماورایِ- بیرون
Summit
روسا- سران
Jurisdiction
قلمرو
Changing
متغیر- نوسان
Increasing
افزایش
Concern with
مرتبط با
Management
مدیریت
Orchestration
هماهنگی
Actor
بازیگر
Violence
خشونت
Perspective
جنبه- لحاظ
Such as
همچون- مانند
Advising
مشورت کردن- توصیه کردن
Seeking
تحقیق کردن-جستجوکردن
Shaping
شکل دهی
Over flight
پرواز از روی محلی
Implementing
اجرا
Clearance
پاکسازی- حدمجاز
Mean
وسیله
Air strike
برخوردهوایی
Articulate
به وضوح بیان کردن-مرتبط کردن- واضح
Blurring
نامشخص- آلودگی- تاریکی
Coordinate
هماهنگ کردن
Note
نشان- علامت- برجسته-چشمگیر
Secure
تضمین کردن- تأمین کردن
Distinguishing
متمایزکردن- مشخص کردن
Wider
وسیع تر
Widen
پهن شدن- عریض شدن
Correspondence
مکاتبه- مطابقت
Content
ظرفیت
Private talk
گفتگوهای خصوصی
Substantive
ذاتی- اساسی-واقعی
Exchange of view
تبادلِ نظر
Reflect
منعکس کردن
Lobbying
نفوذگذاری
Resource
منبع- چاره- راه حل
Visit
دیدارکردن- ملاقات کردن
Certainly
مسلماً-حتماً
Threat
تهدید کردن
Constitute
تاسیس کردن- برپاکردن
Related
مرتبط
Narrow
باریک- محدود-اندک
Thought
اندیشیدن- تفکر- اندیشه
Conception
آغازهرفرایند- بینش- تصور
Peaceful
صلح آمیز
Appropriate
تخصیص دادن- شایسته-مناسب
Although
اگرچه
View
منظر- چشم انداز- عقیده-نظر
Occur
رخ دادن- اتفاق افتادن
Conflict
برخورد- تنش
Restrictive
محدودکننده
interpret
تفسیرکردن- تعبیرکردن
Preserve
حفظ کردن
Listening
استماع-گوش دادن
Undertake
به عهده گرفتن
Correctly
مستقیماً
Range
دامنه- وسعت
Identify
شناسایی کردن- شناختن-یکی پنداشتن
Counterpart
همتا- المثنی- رونوشت
Key issues
مسائل کلیدی
International monetary fund
صندوق بین المللی پول
External
خارجی- بیرونی
Corporation
شرکت-موسسه
Emerge
پیدیدارشدن- به وجودآمدن
Host
میزبان
Foresee
پیش بینی کردن
Task
وظیفه
Implication
معنی- دلالت-اتهام
Broken down
فرسوده- ازکارافتاده
Advise
توصیه کردن- اخطاردادن
Subdivision
تقسیم فرعی
Warn
هشداردادن- هشدار
Consist of
تشکیل شده از
Apart from
به جز- به غیراز
Including
شامل
Report
گزارش دادن
Credential
استوارنامه- اعتبارنامه
Condition
وضعیت- شرایط- موقعیت
Participation
مشارکتت
Conversation
مکالمه-گفتگو
Circuit
سیر- دور-گردش
Anyone else
هرشخص دیگری
Aspect
سیما- جنبه
Illuminate
روشن کردن- واضح کردن-توضیح دادن
Explanation
توضیح-توجیه
Local
محلی
Defense/defence
دفاع
Scene
صحنه- منظره
Outlet
خروجی- مخرج
Timely
به موقع- به جا
Negotiation
مذاکره-گفتگو
Adverse
مخالف- معکوس- مضر
major
اصلی- عمده
continue
ادامه دادن
Expertise
کارشناس
Persuasion
متقاعدسازی- قانع کردن-عقیده
Proper
درست-صحیح
Midst
میان
Judgment
قضاوت- داوری
Converse
گفتگوکردن-معکوس
Courage
دلاوری- شجاعت
Vehicle
وسیله
Lay
قراردادن-نهادن
Continuation
تداوم
Ground work
زمینه- شالوده
Dispute
نزاع-کشمکش
Prepare
آماده کردن/ شدن
Generally
عموماً
Initiative
مقدماتی-اولیه- ابتکار-نوآوری
Accepted
پذیرفته شده- موردقبول
Event
حادثه- واقعه
Norm
هنجار
Actual
واقعی- حقیقی-فعلی
Regional
منطقه ای
Reducing
کاهش- تنزل
Substantial
اساسی- واقعی- مادی
Friction
برخورد- مالش- اصطکاک
Simply
به سادگی
Oiling
روغن کاری
Bridging
?
Wheel
چرخ
Solution
راه حل
Extension
توسعه- بسط
Finally
سرانجام
Contribute
کمک کردن-مساعدت کردن
Creation
خلق-آفرینش
Orderly
مرتب- منظم
Drafting
پیش نویسی- ترسیم
Suggest
پیشنهادکردن- معتقدبودن
Amendment
تجدیدنظر-اصلاحیه-اصلاح
Maintenance
نگهداری- حفظ
normative
هنجاری
Regularity
وابست به نظارت یاتنظیم
In other words
به عبارت دیگر
International system
نظام بین الملل
Institution
نهاد- ایجاد
Identical
همانند- یکسان
Whom
که کسی که
Attitude
طرزتلقی
Owe
مرهون بودن- وام داربودن
Struck/strike
اعدام کردن-برخوردکردن-ضربه زدن
Emphatic
مؤکد
Toward
درمقابل
Argument
بحث – گفتگو
Instrument
وسیله- ابزار
Occur
رخ دادن- اتفاق افتادن
Employ
به کارگرفتن- استخدام کردن
Delegation
نمایندگان- واگذاری
Persuasive
قانع کننده- مستدل
Take place
رخ دادن- اتفاق افتادن
Wrong
اشتباه- خطا
Achieving
دستیابی- رسیدن
Describe
توصیف کردن-شرح دادن
Objective
هدف
Category
طبقه
Either
یا
Secret
مخفی-سرّی
Identification
شناسایی
Intelligence
خبر-اطلاع- جاسوسان
Joint
مشترک- متصل
Force
زور- نیرو- مجبورکردن
Pursuit
جستجو – تعقیب
Statecraft
سیاستمداری-کشورداری
Compromise
مصالحه کردن- سازش
Propaganda
تبلیغات
Significant
مهم –بااهمیت
Emphasis
تاکیدکردن- بیان کردن
Provoke
برانگیختن- تحریک کردن
Common
رایج- عمومی
Cry
فریاد- فریادزدن
conflicting
متضاد-متغایر
Moral
اخلاقی
Deployment
موضع گیری- به حالت صف درآمدن
outrage
تعدی- تجاوز-خشم
mention
ذکرکردن
deliberately
عمداً- آگاهانه
Surrendering
تسلیم-واگذاری
Linked
به هم پیوستن-متصل
In return for
درعوضِ-به جای
Behavior
رفتار-کردار
Gratification
خشنودی-رضایتمندی
Illustrate
توضیح دادن-شرح دادن
Alternatively
متناوباً
Attempt
تلاش-تلاش کردن
Horse
اسب
Spectacular
تماشایی-باشکوه- دیدنی
Trade
تجارت-تجارت کردن
Leave
ترک کردن
Horse trade
معامله پراززیرکی وچانه زنی
Acknowledge
تصدیق کردن-اعتراف کردن
Quid pro quo
عوض- مثل
Obligation
تعهد-پیمان-اجبار
Looking for
منتظربودن-یش بینی کردن
Vacate
تخلیه کردن-رهاکردن
Package
مجموعه –بسته- عمده
In exchange
درعوض- درمقابل
Deal
معامله - دادوستد
Withdraw
عقب کشدن-پس گرفتن
Package deal
معامله چکی
Proceed
ناشی شدن-اقدام کردن
Broad
وسیع- پهن
Fruitfully
به طورثمربخش یامفید
Front
زمینه- حوزه- جبهه-آغاز
Ripe
مستعد-آماده
Popularization
ساده شده-مردمی شده
Abandoned
متروکه-رهاشده-صرف نظرشده
Linkage
پیوند- اتصال- ارتباط
Hope
امید
Arm control
کنترل تسلیحات
Obviously
آشکارا
Driven/drive
راندن- واداشتن-انگیزاندن
Reason
علت- دلیل
Common interest
منافع مشترک
Unavoidably
به طوراجتناب ناپذیر
Avoidance
اجتناب-خودداری
Complicate
پیچیده کردن/شدن
Nuclear
هسته ای
Weapon
سلاح
Reveal
آشکارکردن-فاش کردن
Discourteous
بی ادب-بی نزاکت
Weakness
ضعف
Unless
مگراینکه-به جز
Strength
قدرت-توان
Minimum
حداقل
Enough
به اندازه كافي
Trust
اعتماد- اطمينان- اتكا
Prove
آزمودن- ثابت كردن- اثبات شدن
Promise
قول- عهد – قول دادن –عهدكردن
Damage
آسيب- ضرر- آسيب رساندن
Hence
ازاين رو- به اين جهت
Conduct
هدايت كردن- اداره كردن
Honestly
صداقت – درستكاري
Inevitably
حتماً- به ناچار
Attribute
نسبت دادن- منتسب كردن
Settle
ترتيب دادن-سامان بخشيدن-قراردادن
Precision
دقت – ظرافت
Requirement
نياز- پيش نياز- خواست
Language
زبان – بيان
Awake
آگاه- هوشيار
Misunderstanding
سوءتفاهم- عدم توافق-اختلاف
Sabotage
خرابكاري- كارشكني
Vagueness
ابهام
Sequence
توالي- تسلسل
Muddle
آشفتگي- هرج و مرج- آشفته كردن
Concession
تصديق- پذيرش- امتياز-اعطا
Result
نتيجه- پيامد- منجرشدن به
Crucial
بسيارمهم- حياتي- شديد
Inconsistent
ناموافق- ناسازگار
Abort
عقيم كردن- سقط كردن-لغوكردن-باطل كردن
Faith
ايمان- عقيده
Reciprocal
دوجانبه- متقابل- معكوس
Vitiate
لغوكردن- باطل كردن- گمراه كردن
Clear
آشكار- واضح
Subsequent
بعدي- متعاقب
Fitted
شايسته- درخور- مناسب
Indeed
درواقع- به راستي
Ally
هم پيمان- متحد-متحدشدن
Attached
وابسته - پيوسته – ضميمه
Abrasive
ناهنجار- ساينده - فرسايش گر
Widely
به طوركاملاً گسترده
quote
نقل كردن- اقتباس كردن
proceed
ادامه دادن- اقدام كردن- پيش رفتن
So far
تاكنون- تااينجا
Through
ميان- سراسر- همه – از طريقِ
Verbal
شفاهي-گفتاري-كلامي
Stage
صحنه- مرحله
Ambiguity
ابهام- مبهم- تناقض
Feeler
پيشاهنگ- ديده بان- محك
Fudging
طفره رفتن- پاسخ مبهم دادن- سرهم بندي
Format
طرح- شكل
Constructive
سازنده
Formula
فرمول- قاعده- دستورالعمل
Confront
رو در رو شدن- مواجه شدن
Shape
شكل- قالب
Reconcile
آشتي دادن – وفق دادن
Settlement
اقامتگاه- محل استقرار
Nevertheless
باوجود اين
Detail
جزء – جزئيات
Expect
توقع داشتن- انتظارداشتن
Assist
كمك- ياري- كمك كردن
Pronounce
رسماًگفتن- اعلام كردن
Carefully
بادقت- دقيق
Circumstance
شرايط- وضعيت- موقعيت
Chosen
برگزيده – منتخب- نخبه
Fudge
طفره رفتن- سرهم بندي
Venue
محلِ انجام- محلِ اجرا
Difference
تفاوت- اختلاف
Appropriate
مناسب- شايسته- اختصاص دادن
Deliberately
عمداً
Deadline
موعد- موعدمقرر
Vague
مبهم- گنگ
Mediation
ميانجيگري
Undermine
آسيب زدن- صدمه زدن- آشكاركردن
Assurance
تضمين كردن- اطمينان- بيمه كردن
In point
مربوط- به جا- مناسب
Endorse
امضا كردن- تاييدكردن
Future
آينده
Albeit
بااينكه- گرچه- هرچند
Palestinian
فلسطيني
Guarded
محتاط- محفوظ- پاسداري شده
Accord
توافق- رضايت- تطبيق دادن- مطابق بودن
Marked
قابل ملاحظه- برجسته
Typically
نوعاً
Feature
سيما- جنبه- ويژگي- مشخصه
By no means
اصلاً- ابداً- به هيچ وجه
Smooth
صاف كردن- همواركردن-هموار
Exclusively
منحصراً- صرفاً
Course
پيشرفت- تحول- مسير-جهت- راه
Convey
رساندن- انتقال دادن- حمل كردن
Sway
تحت تاثيرقراردادن ياگرفتن- نوسان كردن
Clarify
روشن كردن- توضيح دادن
Nicely
به خوبي- بادقت
Massage
پيام
Balanced
متعادل- متوازن
Gathering
جمع آوري- جمع كردن
Dire
شديد- حاد- سنگين
Demonstration
اثبات- برهان- آشكارسازي
Need
نياز- نياز داشتن
Splendor/splendour
درخشاني- جلال- شكوه
Tangible
معلوم- محسوس- برجسته
Protection
حفظ- حفاظت- محافظت
Overlook
ناديده گرفتن- چشم پوشي- نظارت كردن
Abroad
خارج- خارجي
Absurd
پوچ- بي معني- عبث
Strictly
شديداً- كاملاً- دقيقاً
Engage in
دخالت كردن در
Cultivation
پرورش- كشت- كمال- معرفت
Export
صادركردن- صادرات
Scorn
ردكردن- نپذيرفتن- تحقيركردن
Promotion
ترفيع- پيشرفت
Excuse
بخشيدن- پذيرفتن- چشم پوشي
Stave off
جلوگيري كردن- به تاخير انداختن
Staggering
گيج كننده- بهت آور
Attack
حمله
Cocktail
كوكتل- مخلوط
Institutionalization
نهادينه سازي
Feeling
احساس- آگاهي- همدردي
Practice
انجام دادن- اِعمال كردن
Respect
احترام-احترام گذاشتن- رعايت كردن
Ancient
باستان- قديمي
Cordiality
مودت- محبت
Greece
يونان
Equality
تساوی - برابری
Began
شروع شدن- آغاز شدن
Resident
مقيم- ساكن
quarrel
ستيز- دعوا- دعواكردن
City-state
دولت-شهر
Previously
سابقاً- درگذشته
Renaissance
رنسانس
Verge
لبه- حاشيه- تمايل داشتن- درحال وقوع
Extra
اضافي- بيشتر- فوق العاده
Step
گام- قدم- مرحله
Territoriality
سرزميني- قلمرو داري
Convention
كنوانسيون
Legally
قانوناً- شرعاً
Signe
امضاء كردن
Corps
گروه- دسته
Instrument
وسيله- آلت
Dean
ارشد- رئيس- بزرگ
Codified
تدوين شده
Doyen
ارشد- سفيرارشد- ريش سفيد
Modernized
تجديد شده- مدرن شده
Emerge
ظهوركردن- به وجودآمدن
Ratify
تصويب كردن- تصديق كردن
Longest
طولاني ترين- بزرگترين
Vast
پهناور- وسيع- عظيم
Serving
وعده غذايي- خدمت كردن
Majority
اكثريت
Host
ميزبان
Via
ازطريق
Affect
تحت تاثيرقراردادن- اثركردن
Permanent
دائمي- هميشگي
Accredit
اعتباربخشيدن- استوارنامه دادن
Compelling
الزام آور- تحميلگر
Landmark
برجسته- علامت- مشخصه- نقطه عطف
Extreme
زياد- افراطي
Determining
تعيين كردن- معين كردن
Travel
مسافرت
Precedence
تقدم- برتري- اولويت
Communication
ارتباطات
Mission
هيات- دسته
Parallel
موازي- هم راستا- همانند- مشابه
Consistent
سازگار- موافق
Growth
رشد
Vital
حياتي- ضروري
Pronounce
مولد- چشم گير- مشخص
Above all
ازهمه مهم تر- مافوق همه
Moralistic
خشكه مقدس- اندرزگرانه
Rarely
ناياب- كمياب
Strain
تنش- كوشش- تقلا- كشش
Seize
دست يافتن- تسخيركردن
Supporter
حامي
Overwhelming
قاطع- فارآور- سخت
Appeasement
باج دهي- تسكين- فرونشاني
Inescapable
غيرقابل فرار- ناگزير
Priority
تقدم- برتري- اولويت
Root
ريشه- ريشه داشتن
Disrepute
رسوايي- بدنامي- ننگ
Multipolarity
چندقطبي
Parody
مسخره كردن- تقليدمضحك
Defilement
آلوده كردن- خراب كردن
Temporarily
موقتاً
Quarter
چهار- چهارم
Abuse
سوءاستفاده
Reject
ردكردن- منكرشدن
Tend to
تمايل داشتن به
Acknowledge
اعتراف كردن- تصديق كردن
Regard
توجه كردن- ماحظه كردن
Object
اعتراض كردن
Conspiracy
توطئه
Hue
فرياد- صدا- زنگ
Colonial
استعماري
Disaster
مصيبت- فاجعه- مصيبت بار
Master
ارباب- سرور- رئيس
Unprecedented
بي سابقه
Geographical
جغرافيايي
Antipathy
بيزاري- تنفر
Isolation
انزوا- تنهايي
Foster
پرورش دادن- ترويج كردن
Enormous
عظيم- كلان
equality
تساوي- برابري
marked
برجسته- چشم گير
Although
اگرچه- هرچند
faculty
توانایی- استعداد
International law
حقوق بین الملل
Comprise
شامل بودن-متشکل بودن از
Require
نیازداشتن-لازم بودن
Legal
قانونی
Definite
معین-مشخص- مقرر
Lacking
فقدان
Predetermine
ازپیش تعیین کردن-تصمیم گرفتن
Hardly
به سختی
In the course of time
درطول زمان
Protect
حمایت کردن- حفاظت کردن
Institute
ساختن- بناکردن- نهاد
Abroad
خارج
Include
شاملِ
Depend
وابسته بودن
Permanent
دائمی- همیشگی
Survive
بقا
Consular
کنسولی
Council
شورا
Thus
بنابراین
Rotating
چرخشی-گردنده
Necessary
ضروری
Status
مقام-وضع-حالت-مرتبه
Existence
وجود- هستی
Constitution
قانون اساسی
In term of
برحسبِ- ازلحاظِ
Forbidden
ممنوع بودن
Indeed
درواقع- به راستی
So that
برای اینکه- به طوریکه
Fully
کاملاً- تماماً
Treat
رفتارکردن- عمل کردن
Take advantage
استفاده کردن-بهره مندشدن
Dignity
احترام- شأن- شایستگی
Permitted
مجاز
Send
فرستادن
Remain
باقی ماندن- وجودداشتن
Maintain
باقی ماندن- حفظ کردن
Hypothetical
فرضی
Temporary
معاصر
While
درحالیکه
Establishment
تاسیس- ایجاد
Separate
مجزابودن- جدا
Various
متنوع-گوناگون
Principal
اصلی- عمده
Kind
نوع
Internal
درونی-داخلی
Trade
تجاری
Affair
موضوع- امر
Delegation
نمایندگی
Lay
قرارداشتن-گذاشتن
Airline
هواپیمایی
Division
تقسیم
Hostel
مسافرخانه
Function
کارکرد-کارویژه
Merchant
تاجر- تجارت
Deem
دانستن- فرض کردن
Marine
دریایی
Possess
دارابودن- دربرگرفتن
Payment
پرداخت
External
بیرونی- خارجی
Pension
حقوق بازنشستگی
Phenomenon
پدیده- حادثه
Represent
ارائه کردن- نمایندگی کردن
Illustration
شرح- توضیح- مثال
Falling
افتادن- ریختن
Consequence
نتیجه- پیامد
Competence
صلاحیت- شایستگی
Equality
برابری
Moreover
به علاوه- به اضافه
wish
آرزو- آرزوکردن- خواستن
grant
عطاکردن- بخشیدن
Convenient
راحت- سهل- مناسب
Sending state
دولت فرستنده
Regulate
تنظیم کردن
Receiving state
دولت دریافت کننده
Certain
مشخص- معین
Reciprocity
رابطه متقابل- تقابل
Through
از طریق
Respect to
باتوجه به
Mission
هیأت- ماموریت
Extent
اندازه- وسعت
Regular
منظم- همیشگی- معمولی
Enumeration
شمارش- فهرست
Purpose
هدف- مقصود
Operate
اجراکردن- عمل کردن
Disperse
متفرق شدن- پراکنده شدن
Corollary
پیامد- نتیجه
Termination
خاتمه- پایان
Perform
اجراکردن
Sovereignty
حاکمیت
Allocation
توزیع- اختصاص
Exercise
اِعمال کردن
Former
پیشین- سابق
Territory
قلمرو- سرزمین
Immunity
مصونیت
Permission
اجازه
Extensive
وسیع-گسترده
There in
درآنجا- درآن
Refuse
ردکردن- امتناع کردن
What so ever
هرچندکه-هر-هرآنچه
Embassy
سفارت
Daily
روزانه
Bound
محدودکردن
Requisite
شرط لازم- لازمه
Trace
اثر- نشان
Postulate
اصل قراردادن- مسلّم دانستن
Personalize
شخصی شده
Accord to
طبقِ- برحسبِ
Find/found
پیداکردن- یافتن
Representative
نماینده- نمایندگی
Oblige
مجبورکردن
Precise
درست- دقیق
Ambassador
سفیر
Scope
حوزه- منطقه
Competent
صلاحیت دار- شایسته
Beside
غیراز- درکنارِ
Bind
موظف کردن
Functional
کارکردی
Signature
امضا
Merely
صرفاً
Treaty
پیمان- عهد
Intercourse
مذاکره- مراوده
Apply
به کاربردن
Flow
جریان داشتن- جاری
Irrespective
بی توجه به- صرف نظراز
Monarch
پادشاه
Vest
سپردن- واگذارکردن
Consequently
نهایتاً
Precedence
برتری- ترجیح
Envoy
فرستاده- مامور
Procession
گروه- دسته
Accredit
بااستوارنامه فرستادن
Distinguish
تمایزگذاشتن- تفاوت گذاشتن
personally
شخصاً- به تنهایی
Criminal
جنایی- جرمی
offence
سرپیچی- تخلف
Instance
نمونه- مثال
Offend
سرپیچی کردن- تخلف کردن
Fulfill
انجام دادن- اجراکردن
Dignity
شأن- منزلت
Reliance
اعتماد
Defamation
افترا- تهمت
Ability
توانایی
Comity
تعارف
Represent
نمایندگی کردن- ارائه کردن
Effective
موثر
Except
مگر-به جز
Restriction
محدودیت-مانع
Symbolic
نمادی
Unjustified
تصویب نشده- تصدیق نشده
Recognize
شناسایی کردن- شناختن
Quite
کاملاً
Claim
ادعاکردن
Consent
رضایت- راضی بودن
Separate
جدااز- مجزااز
Duty
وظیفه
Mouthpiece
سخنگو
Bodyguard
نگهبان شخصی- محافظ
Require
خواستن-لازم دانستن-نیاز
Secret
سِری- مخفی
Communication
ارتباط
Accompany
همراهی کردن-مطابق بودن
Unless
مگراینکه
Bilateral
متقابل- دوجانبه
Intervenes
دخالت کردن- مداخله کردن
Period
دوره
Spokesman
سخنگو
assume
فرض کردن- درنظرگرفتن
Address
مخاطب قراردادن- صحبت کردن
Entrust
تضمین کردن- بیمه کردن
Send back
پس فرستادن
Conversely
برعکس
Reply
پاسخ- واکنش نشان دادن
Abroad
خارج- خارجی
Evident
آشکار- واضح
Authorized
مجاز- مصوب- معتبر
Attention
توجه- دقت- مراقبت
Credential
استوارنامه
Permanently
دائماً- به طورهمیشگی
Certificate
گواهینامه-گواهینامه دادن
Envoy
نماینده- فرستاده
Signed
امضا شده
Network
شبکه
Operation
عمل
Treaty
پیمان-عهدنامه
Mutual
متقابل
Unwritten
نانوشته
Chief
اصلی- عمده
Severance
قطع- تفکیک
Serve
خدمت کردن
Unilateral
یک جانبه
Communicate
ارتباط برقرارکردن
Extremely
به حدافراطی- شدیداً
Conversation
مکالمه-گفتگو
Rare
کمیاب- نایاب
Ambassador
سفیر
Imply
دلالت کردن
Instruction
آموزش – دستور
Already
ازپیش- قبلاً- فعلاً
Interview
مصاحبه- مکالمه
Out last
پایداری کردن- بیشتردوام آوردن
Summon
فراخواندن
Precede
مقدم بودن- ارجح بودن
Category
طبقه
Interrelationship
ارتباط درونی
Reffer to
اشاره داشتن به
objection
مخافت- اعتراض
Led to
منجرشدن به
Offer
پیشنهادکردن
Trend
تمایل- میل
Withdrawn
عقب کشیدن- پس گرفتن
In favor of
به نفعِ- موافق-خواهان
Appointment
نصب
Amalgamating
آمیزش- ترکیب
Third
سوم- سومین
Single
مجرد- تنها
Certain
معین- مشخص
Sole
تنها- انحصاری
Obliged
مجبور
Nevertheless
باوجوداین
Refusal
امتناع- عدم قبول
Filling
چیزی که جای چیز دیگری را پرکند
Naval
وابسته به نیروی دریایی
Member
عضو
Submit
تقدیم کردن-تسلیم کردن-تسلیم شدن
Staff
کارمند-کارمندشدن
Beforehand
قبل-پیش
Administrative
اداری
Approval
تصویب
Technical
فنی
Explain
توضیح- توضیح دادن
Domestic
محلی- وطنی-داخلی
Notify
اخطاردادن- هشداردادن
Title
لقب- عنوان
Acceptable
قابل پذیرش
Case
مورد- موضوع
Terminate
پایان دادن- خاتمه ادن
Secretary
منشی
Employment
استخدام-به کارگرفتن
Attach
وابسته سفارت
Failing
نقطه ضعف-کاستی-کمبود
Nationality
ملیت
Reasonable
منطقی-معقول
Appoint
منصوب کردن
Refuse
ردکردن- امتناع کردن
Regard to
توجه کردن به- ملاحظه کردن
Circumstance
شرایط- وضعیت
Unit 6
Definition
تعریف
Interdependence
وابستگی متقابل
Practice
عمل
Steadily
به طوریکنواخت- همیشه
Conducting
هدایت- اداره
Expand
بسط دادن- توسعه دادن
Through
ازطریق
Meeting
جلسه
Representative
نماینده
Multilateral
چندجانبه
Entire
همه –کل
Parliamentary
پارلمانی
Formulation
تدوین- تنظیم
Deal with
پرداختن به
As well as
به علاوه
One another
یکدیگر
Execution
اجرا
Occasion
موقعیت- شرایط
In the narrower sense
درمعنی محدودتر
Topic
موضوع
Traditional
سنتی
Bulk
قسمت عمده- حجم زیاد
Whereas
درحالیکه
Remain
باقی ماندن
Objective
هدف
Bilateral
دوجانبه
Restricted
محدود- منحصر
Resident
مقیم- ساکن
Operational
عملیاتی-کاربردی
Critical
بحرانی
Technique
فنون
Negotiate
مذاکره کردن-گفتگوکردن
Whereby
که به وسیله آن
Highest
بالاترین
Pursue
تعقیب کردن- دنبال کردن
Involving
شامل
Beyond
ماورایِ- بیرون
Summit
روسا- سران
Jurisdiction
قلمرو
Changing
متغیر- نوسان
Increasing
افزایش
Concern with
مرتبط با
Management
مدیریت
Orchestration
هماهنگی
Actor
بازیگر
Violence
خشونت
Perspective
جنبه- لحاظ
Such as
همچون- مانند
Advising
مشورت کردن- توصیه کردن
Seeking
تحقیق کردن-جستجوکردن
Shaping
شکل دهی
Over flight
پرواز از روی محلی
Implementing
اجرا
Clearance
پاکسازی- حدمجاز
Mean
وسیله
Air strike
برخوردهوایی
Articulate
به وضوح بیان کردن-مرتبط کردن- واضح
Blurring
نامشخص- آلودگی- تاریکی
Coordinate
هماهنگ کردن
Note
نشان- علامت- برجسته-چشمگیر
Secure
تضمین کردن- تأمین کردن
Distinguishing
متمایزکردن- مشخص کردن
Wider
وسیع تر
Widen
پهن شدن- عریض شدن
Correspondence
مکاتبه- مطابقت
Content
ظرفیت
Private talk
گفتگوهای خصوصی
Substantive
ذاتی- اساسی-واقعی
Exchange of view
تبادلِ نظر
Reflect
منعکس کردن
Lobbying
نفوذگذاری
Resource
منبع- چاره- راه حل
Visit
دیدارکردن- ملاقات کردن
Certainly
مسلماً-حتماً
Threat
تهدید کردن
Constitute
تاسیس کردن- برپاکردن
Related
مرتبط
Narrow
باریک- محدود-اندک
Thought
اندیشیدن- تفکر- اندیشه
Conception
آغازهرفرایند- بینش- تصور
Peaceful
صلح آمیز
Appropriate
تخصیص دادن- شایسته-مناسب
Although
اگرچه
View
منظر- چشم انداز- عقیده-نظر
Occur
رخ دادن- اتفاق افتادن
Conflict
برخورد- تنش
Restrictive
محدودکننده
interpret
تفسیرکردن- تعبیرکردن
Preserve
حفظ کردن
Listening
استماع-گوش دادن
Undertake
به عهده گرفتن
Correctly
مستقیماً
Range
دامنه- وسعت
Identify
شناسایی کردن- شناختن-یکی پنداشتن
Counterpart
همتا- المثنی- رونوشت
Key issues
مسائل کلیدی
International monetary fund
صندوق بین المللی پول
External
خارجی- بیرونی
Corporation
شرکت-موسسه
Emerge
پیدیدارشدن- به وجودآمدن
Host
میزبان
Foresee
پیش بینی کردن
Task
وظیفه
Implication
معنی- دلالت-اتهام
Broken down
فرسوده- ازکارافتاده
Advise
توصیه کردن- اخطاردادن
Subdivision
تقسیم فرعی
Warn
هشداردادن- هشدار
Consist of
تشکیل شده از
Apart from
به جز- به غیراز
Including
شامل
Report
گزارش دادن
Credential
استوارنامه- اعتبارنامه
Condition
وضعیت- شرایط- موقعیت
Participation
مشارکتت
Conversation
مکالمه-گفتگو
Circuit
سیر- دور-گردش
Anyone else
هرشخص دیگری
Aspect
سیما- جنبه
Illuminate
روشن کردن- واضح کردن-توضیح دادن
Explanation
توضیح-توجیه
Local
محلی
Defense/defence
دفاع
Scene
صحنه- منظره
Outlet
خروجی- مخرج
Timely
به موقع- به جا
Negotiation
مذاکره-گفتگو
Adverse
مخالف- معکوس- مضر
major
اصلی- عمده
continue
ادامه دادن
Expertise
کارشناس
Persuasion
متقاعدسازی- قانع کردن-عقیده
Proper
درست-صحیح
Midst
میان
Judgment
قضاوت- داوری
Converse
گفتگوکردن-معکوس
Courage
دلاوری- شجاعت
Vehicle
وسیله
Lay
قراردادن-نهادن
Continuation
تداوم
Ground work
زمینه- شالوده
Dispute
نزاع-کشمکش
Prepare
آماده کردن/ شدن
Generally
عموماً
Initiative
مقدماتی-اولیه- ابتکار-نوآوری
Accepted
پذیرفته شده- موردقبول
Event
حادثه- واقعه
Norm
هنجار
Actual
واقعی- حقیقی-فعلی
Regional
منطقه ای
Reducing
کاهش- تنزل
Substantial
اساسی- واقعی- مادی
Friction
برخورد- مالش- اصطکاک
Simply
به سادگی
Oiling
روغن کاری
Bridging
?
Wheel
چرخ
Solution
راه حل
Extension
توسعه- بسط
Finally
سرانجام
Contribute
کمک کردن-مساعدت کردن
Creation
خلق-آفرینش
Orderly
مرتب- منظم
Drafting
پیش نویسی- ترسیم
Suggest
پیشنهادکردن- معتقدبودن
Amendment
تجدیدنظر-اصلاحیه-اصلاح
Maintenance
نگهداری- حفظ
normative
هنجاری
Regularity
وابست به نظارت یاتنظیم
In other words
به عبارت دیگر
International system
نظام بین الملل
Institution
نهاد- ایجاد
Identical
همانند- یکسان
Whom
که کسی که
Attitude
طرزتلقی
Owe
مرهون بودن- وام داربودن
Struck/strike
اعدام کردن-برخوردکردن-ضربه زدن
Emphatic
مؤکد
Toward
درمقابل
Argument
بحث – گفتگو
Instrument
وسیله- ابزار
Occur
رخ دادن- اتفاق افتادن
Employ
به کارگرفتن- استخدام کردن
Delegation
نمایندگان- واگذاری
Persuasive
قانع کننده- مستدل
Take place
رخ دادن- اتفاق افتادن
Wrong
اشتباه- خطا
Achieving
دستیابی- رسیدن
Describe
توصیف کردن-شرح دادن
Objective
هدف
Category
طبقه
Either
یا
Secret
مخفی-سرّی
Identification
شناسایی
Intelligence
خبر-اطلاع- جاسوسان
Joint
مشترک- متصل
Force
زور- نیرو- مجبورکردن
Pursuit
جستجو – تعقیب
Statecraft
سیاستمداری-کشورداری
Compromise
مصالحه کردن- سازش
Propaganda
تبلیغات
Significant
مهم –بااهمیت
Emphasis
تاکیدکردن- بیان کردن
Provoke
برانگیختن- تحریک کردن
Common
رایج- عمومی
Cry
فریاد- فریادزدن
conflicting
متضاد-متغایر
Moral
اخلاقی
Deployment
موضع گیری- به حالت صف درآمدن
outrage
تعدی- تجاوز-خشم
mention
ذکرکردن
deliberately
عمداً- آگاهانه
Surrendering
تسلیم-واگذاری
Linked
به هم پیوستن-متصل
In return for
درعوضِ-به جای
Behavior
رفتار-کردار
Gratification
خشنودی-رضایتمندی
Illustrate
توضیح دادن-شرح دادن
Alternatively
متناوباً
Attempt
تلاش-تلاش کردن
Horse
اسب
Spectacular
تماشایی-باشکوه- دیدنی
Trade
تجارت-تجارت کردن
Leave
ترک کردن
Horse trade
معامله پراززیرکی وچانه زنی
Acknowledge
تصدیق کردن-اعتراف کردن
Quid pro quo
عوض- مثل
Obligation
تعهد-پیمان-اجبار
Looking for
منتظربودن-یش بینی کردن
Vacate
تخلیه کردن-رهاکردن
Package
مجموعه –بسته- عمده
In exchange
درعوض- درمقابل
Deal
معامله - دادوستد
Withdraw
عقب کشدن-پس گرفتن
Package deal
معامله چکی
Proceed
ناشی شدن-اقدام کردن
Broad
وسیع- پهن
Fruitfully
به طورثمربخش یامفید
Front
زمینه- حوزه- جبهه-آغاز
Ripe
مستعد-آماده
Popularization
ساده شده-مردمی شده
Abandoned
متروکه-رهاشده-صرف نظرشده
Linkage
پیوند- اتصال- ارتباط
Hope
امید
Arm control
کنترل تسلیحات
Obviously
آشکارا
Driven/drive
راندن- واداشتن-انگیزاندن
Reason
علت- دلیل
Common interest
منافع مشترک
Unavoidably
به طوراجتناب ناپذیر
Avoidance
اجتناب-خودداری
Complicate
پیچیده کردن/شدن
Nuclear
هسته ای
Weapon
سلاح
Reveal
آشکارکردن-فاش کردن
Discourteous
بی ادب-بی نزاکت
Weakness
ضعف
Unless
مگراینکه-به جز
Strength
قدرت-توان
Minimum
حداقل
Enough
به اندازه كافي
Trust
اعتماد- اطمينان- اتكا
Prove
آزمودن- ثابت كردن- اثبات شدن
Promise
قول- عهد – قول دادن –عهدكردن
Damage
آسيب- ضرر- آسيب رساندن
Hence
ازاين رو- به اين جهت
Conduct
هدايت كردن- اداره كردن
Honestly
صداقت – درستكاري
Inevitably
حتماً- به ناچار
Attribute
نسبت دادن- منتسب كردن
Settle
ترتيب دادن-سامان بخشيدن-قراردادن
Precision
دقت – ظرافت
Requirement
نياز- پيش نياز- خواست
Language
زبان – بيان
Awake
آگاه- هوشيار
Misunderstanding
سوءتفاهم- عدم توافق-اختلاف
Sabotage
خرابكاري- كارشكني
Vagueness
ابهام
Sequence
توالي- تسلسل
Muddle
آشفتگي- هرج و مرج- آشفته كردن
Concession
تصديق- پذيرش- امتياز-اعطا
Result
نتيجه- پيامد- منجرشدن به
Crucial
بسيارمهم- حياتي- شديد
Inconsistent
ناموافق- ناسازگار
Abort
عقيم كردن- سقط كردن-لغوكردن-باطل كردن
Faith
ايمان- عقيده
Reciprocal
دوجانبه- متقابل- معكوس
Vitiate
لغوكردن- باطل كردن- گمراه كردن
Clear
آشكار- واضح
Subsequent
بعدي- متعاقب
Fitted
شايسته- درخور- مناسب
Indeed
درواقع- به راستي
Ally
هم پيمان- متحد-متحدشدن
Attached
وابسته - پيوسته – ضميمه
Abrasive
ناهنجار- ساينده - فرسايش گر
Widely
به طوركاملاً گسترده
quote
نقل كردن- اقتباس كردن
proceed
ادامه دادن- اقدام كردن- پيش رفتن
So far
تاكنون- تااينجا
Through
ميان- سراسر- همه – از طريقِ
Verbal
شفاهي-گفتاري-كلامي
Stage
صحنه- مرحله
Ambiguity
ابهام- مبهم- تناقض
Feeler
پيشاهنگ- ديده بان- محك
Fudging
طفره رفتن- پاسخ مبهم دادن- سرهم بندي
Format
طرح- شكل
Constructive
سازنده
Formula
فرمول- قاعده- دستورالعمل
Confront
رو در رو شدن- مواجه شدن
Shape
شكل- قالب
Reconcile
آشتي دادن – وفق دادن
Settlement
اقامتگاه- محل استقرار
Nevertheless
باوجود اين
Detail
جزء – جزئيات
Expect
توقع داشتن- انتظارداشتن
Assist
كمك- ياري- كمك كردن
Pronounce
رسماًگفتن- اعلام كردن
Carefully
بادقت- دقيق
Circumstance
شرايط- وضعيت- موقعيت
Chosen
برگزيده – منتخب- نخبه
Fudge
طفره رفتن- سرهم بندي
Venue
محلِ انجام- محلِ اجرا
Difference
تفاوت- اختلاف
Appropriate
مناسب- شايسته- اختصاص دادن
Deliberately
عمداً
Deadline
موعد- موعدمقرر
Vague
مبهم- گنگ
Mediation
ميانجيگري
Undermine
آسيب زدن- صدمه زدن- آشكاركردن
Assurance
تضمين كردن- اطمينان- بيمه كردن
In point
مربوط- به جا- مناسب
Endorse
امضا كردن- تاييدكردن
Future
آينده
Albeit
بااينكه- گرچه- هرچند
Palestinian
فلسطيني
Guarded
محتاط- محفوظ- پاسداري شده
Accord
توافق- رضايت- تطبيق دادن- مطابق بودن
Marked
قابل ملاحظه- برجسته
Typically
نوعاً
Feature
سيما- جنبه- ويژگي- مشخصه
By no means
اصلاً- ابداً- به هيچ وجه
Smooth
صاف كردن- همواركردن-هموار
Exclusively
منحصراً- صرفاً
Course
پيشرفت- تحول- مسير-جهت- راه
Convey
رساندن- انتقال دادن- حمل كردن
Sway
تحت تاثيرقراردادن ياگرفتن- نوسان كردن
Clarify
روشن كردن- توضيح دادن
Nicely
به خوبي- بادقت
Massage
پيام
Balanced
متعادل- متوازن
Gathering
جمع آوري- جمع كردن
Dire
شديد- حاد- سنگين
Demonstration
اثبات- برهان- آشكارسازي
Need
نياز- نياز داشتن
Splendor/splendour
درخشاني- جلال- شكوه
Tangible
معلوم- محسوس- برجسته
Protection
حفظ- حفاظت- محافظت
Overlook
ناديده گرفتن- چشم پوشي- نظارت كردن
Abroad
خارج- خارجي
Absurd
پوچ- بي معني- عبث
Strictly
شديداً- كاملاً- دقيقاً
Engage in
دخالت كردن در
Cultivation
پرورش- كشت- كمال- معرفت
Export
صادركردن- صادرات
Scorn
ردكردن- نپذيرفتن- تحقيركردن
Promotion
ترفيع- پيشرفت
Excuse
بخشيدن- پذيرفتن- چشم پوشي
Stave off
جلوگيري كردن- به تاخير انداختن
Staggering
گيج كننده- بهت آور
Attack
حمله
Cocktail
كوكتل- مخلوط
Institutionalization
نهادينه سازي
Feeling
احساس- آگاهي- همدردي
Practice
انجام دادن- اِعمال كردن
Respect
احترام-احترام گذاشتن- رعايت كردن
Ancient
باستان- قديمي
Cordiality
مودت- محبت
Greece
يونان
Equality
تساوی - برابری
Began
شروع شدن- آغاز شدن
Resident
مقيم- ساكن
quarrel
ستيز- دعوا- دعواكردن
City-state
دولت-شهر
Previously
سابقاً- درگذشته
Renaissance
رنسانس
Verge
لبه- حاشيه- تمايل داشتن- درحال وقوع
Extra
اضافي- بيشتر- فوق العاده
Step
گام- قدم- مرحله
Territoriality
سرزميني- قلمرو داري
Convention
كنوانسيون
Legally
قانوناً- شرعاً
Signe
امضاء كردن
Corps
گروه- دسته
Instrument
وسيله- آلت
Dean
ارشد- رئيس- بزرگ
Codified
تدوين شده
Doyen
ارشد- سفيرارشد- ريش سفيد
Modernized
تجديد شده- مدرن شده
Emerge
ظهوركردن- به وجودآمدن
Ratify
تصويب كردن- تصديق كردن
Longest
طولاني ترين- بزرگترين
Vast
پهناور- وسيع- عظيم
Serving
وعده غذايي- خدمت كردن
Majority
اكثريت
Host
ميزبان
Via
ازطريق
Affect
تحت تاثيرقراردادن- اثركردن
Permanent
دائمي- هميشگي
Accredit
اعتباربخشيدن- استوارنامه دادن
Compelling
الزام آور- تحميلگر
Landmark
برجسته- علامت- مشخصه- نقطه عطف
Extreme
زياد- افراطي
Determining
تعيين كردن- معين كردن
Travel
مسافرت
Precedence
تقدم- برتري- اولويت
Communication
ارتباطات
Mission
هيات- دسته
Parallel
موازي- هم راستا- همانند- مشابه
Consistent
سازگار- موافق
Growth
رشد
Vital
حياتي- ضروري
Pronounce
مولد- چشم گير- مشخص
Above all
ازهمه مهم تر- مافوق همه
Moralistic
خشكه مقدس- اندرزگرانه
Rarely
ناياب- كمياب
Strain
تنش- كوشش- تقلا- كشش
Seize
دست يافتن- تسخيركردن
Supporter
حامي
Overwhelming
قاطع- فارآور- سخت
Appeasement
باج دهي- تسكين- فرونشاني
Inescapable
غيرقابل فرار- ناگزير
Priority
تقدم- برتري- اولويت
Root
ريشه- ريشه داشتن
Disrepute
رسوايي- بدنامي- ننگ
Multipolarity
چندقطبي
Parody
مسخره كردن- تقليدمضحك
Defilement
آلوده كردن- خراب كردن
Temporarily
موقتاً
Quarter
چهار- چهارم
Abuse
سوءاستفاده
Reject
ردكردن- منكرشدن
Tend to
تمايل داشتن به
Acknowledge
اعتراف كردن- تصديق كردن
Regard
توجه كردن- ماحظه كردن
Object
اعتراض كردن
Conspiracy
توطئه
Hue
فرياد- صدا- زنگ
Colonial
استعماري
Disaster
مصيبت- فاجعه- مصيبت بار
Master
ارباب- سرور- رئيس
Unprecedented
بي سابقه
Geographical
جغرافيايي
Antipathy
بيزاري- تنفر
Isolation
انزوا- تنهايي
Foster
پرورش دادن- ترويج كردن
Enormous
عظيم- كلان
equality
تساوي- برابري
marked
برجسته- چشم گير
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 9:40 توسط اکبر غفوری
|