اشنا با قانون اساس
اهميت و ضرورت درس قانون اساسي
1- در همه کشور هاي دنيا درس قانون اساسي حتي به عنوان يک درس عمومي براي کليه دانشجويان به صورت اجباري ارائه مي شود چرا که اين درس تنظيم کننده ي روابط افراد هم در زندگي فردي و هم در زندگي جمعي است وبدون آشنايي با قانون اساسي نمي توانيم با ديگران و خودمان ومحيط مان ارتباط صحيح داشته باشيم.
2- آشنايي با قانون اساسي مي تواند براي نسل دانشگاهي ما معيار وملاک مناسبي باشد تا بوسيله آن دانشجويان بتوانند عملکرد نهادهاي رسمي کشور را ارزيابي وتحليل صحيح نمايند .
3- اين درس مي تواند به بسياري از شبهات وشبهه پراکني ها پاسخ منطقي و مستدل بدهد.
4- در واقع قانون اساسي به عنوان يکي از مهمترين منابع حقوق اساسي وبزرگترين ثمرۀ جمهوري اسلامي ايران است. قانون اساسي به عنوان قانون مادر، قانون برتر و ميثاق ملي است .
5 -آرمانها ، اهداف و برنامه هاي انقلاب اسلامي در قانون اساسی وجوددارد وبراي آشنايي باآنها يکي از بهترين راه ها مطالعه قانون اساسي است .
6- قانون اساسی اولین و مهمترین تکیه گاه نظام جمهوری اسلامی است که شناخت و یا حداقل آشنایی با آن برای تمامی قشر های جامعه مفید و لازم به نظر میرسد.
7- شناخت ارکان حکومت و ارگانهای سیاسی کشور روابط آنها با هم آگاهی از حقوق و آزادیهای افراد ملت و چگونگی حفظ و رعایت این حقوق حداقل اطلاعی است که افراد جامعه باید در زمینه زندگی سیاسی و اجتماعی داشته باشند.
8- قابل پذیرفتن نیست که انسانهایی در سرزمینی رشد کنند در زندگی اجتماعی مشارکت نمایند به آینده امیدوار و علاقمند باشند ولی ندانند که در اداره امور مملکت چه نقش و سهمی دارند ندانند که ارکان حکومت و مرکز قدرت کشور چگونه شکل می گیرد رئیس کشور رئیس جمهور چه شرایط و مشخصاتی باید داشته باشد و به چه ترتیب در این مقام قرار میگیرد، ندانند که صلاحیت قوه مقننه اجرائیه و قضائیه در چه حدود است و از همه مهمتر به حقوق اساسی و آزادیهایی که به خاطر تثبیت آن قرنها مبارزه شده است و خون میلیونها انسان برجسته نثار گردیده، واقف نباشند.
9- قانون اساسی و نهادهای سیاسی هر کشوری تجسمی است از درجه تمدن کیفیت زندگی اجتماعی و سوابق تاریخی و نموداری است از خواستها تمایلات و آرزوها و آمال مردمی که در یک سرزمین با هم زندگی میکنند و بر اجرای اصول کلی حقوقی به عنوان چارچوب توافق کردهاند و بر آن استوارند و یا به هر حال به آن تسلیم شدهاند .قانون اساسی معرف پایههای اعتقادی پیوندهای عمیق معنوی اخلاقی وانسانی یک ملت میباشند و غالباً محصول مبارزات طولانی و انقلابی است که به آن دست زده اند.
10-اگر اجتماع زنده است، اگر افراد ملت احساس مسئولیت می کنند، اگر برای استقلال و آزادی ارزش کافی قائل اند، اگر به حیثیت و شرافت انسانی ارج میگذارند و از تعدی و تجاوز به حقوق انسانها نفرت دارند، اگر خواهان جامعه ای هستند که در آن تبعیض نباشد، افراد در برابر قانون مساوی باشند، تصمیم گیری امور عمومی در اختیار اشخاص لایق،کار آمد، عالم و انحراف ناپذیر قرار گیرد، استقلال کشور و آزادیهای فردی محفوظ بماند، اگر خود را در فراز و نشیب های اجتماع در کنار دیگر افراد ملت میدانند و برای خود این حق را قائلاند که در مسائل سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی و غیر آن، صاحب نظر باشند باید به یک یک از اصول قانون اساسی بیاندیشند. به ترتیب اداره مملکت تعمق کنند، اگر راه حل مناسب و بهتری دارند ارائه نمایند.اگر عیب و نقص در قوانین هست ویا اگر قانون به نحو مطلوب اجرا نمیشود، تذکر دهند و تلاش کنند تا رفع شود.
11- در همه کشورهای دنیا، یکی از دروس عمومی، آشنایی با قانون اساسی آن کشور است .
12- قانون اساسی، یکی از ثمرات عظیم بلکه عظیم ترین ثمره جمهوری اسلامی است.(یکی از دستاوردهای اصلی)
13- بهترین شناسنامه وگویاترین سند شناسایی هر کشور قانون اساسی آن کشور است که مبين آرمانها، ایده ها، اهداف و معیارهای حاکم بر آن جامعه است.
14- قانون اساسی، مهمترین واصلی ترین جایگاه را در نظام اجتماعی کشور ما و قوانین و مقررات آنها داراست.
.
تعریف قانون اساسي
قانون در لغت: از واژۀ يوناني«kanon»گرفته شده است و دارای معانی متعددی می باشد؛ ازجمله: روش، قاعده، ترتیب، سنت، دستور و اصل هر چیز. و در اصطلاح: به ضابطه ای کلی گفته می شود که بر جمعی از افراد منطبق شده وحکم همۀ آن افراد از آن ضابطه شناخته می شود و معمولاً لفظ قانون به یک سلسله حقوق و تکالیف اطلاق می گردد.
قانون در اصطلاح :
تعريف ماهوي(محتوايي) قانون: مجموعۀ مقررات لازم الاجراي کلي و دائمي که توسط مقامات صلاحيت دار وضع شده باشد و هيچ جامعه اي بدون قانون امکان پذير نمي باشد.
2) تعريف حقوقي (شکلي) قانون: مجموعه مقررات لازمالاجرا که با تشريفات خاص توسط مقامات صلاحيت دار؛ يعني غير از مجلس وضع شده باشد .
الف) قانون اساسی
در اصطلاح وقتی «قانون» گفته می شود، قواعد و مقررات نوشته به ذهن متبادر می گردد، که امروزه اغلب مجالس قانونگذاری آنها را تصویب میکند. قوانین کشورها به لحاظ میزان اقتدار و اعتبار در سلسله مراتبی قرار میگیرند که در رأس همۀ آنها، قواعد و اصولی است که پایه ها و بنیانهای هر نظامی را پی میریزد و معمولاً از آن به «قانون اساسی» تعبیر میشود . اين اصول مبين شكل حكومت، نحوه اعمال حاكميت، قواي عالي كشور (مقننه، مجريه، قضائيه) صلاحيت قواي مزبور در روابط آنها با يكديگر و آزاديهاي اساسي افرادي كه حكومت ملزم به رعايت آنهاست را مشخص مي كند. قانون اساسي مهمترين منبع و مرجع حقوقي مي باشد و هيچيك از منابع ديگر حقوق اساسي نمي تواند مغاير با قانون اساسي باشد.
این قانون منبع اصلی حقوق اساسی کشورهاست. به لحاظ ماهوی، آنچه مربوط به ساختار سیاسی، بنیان و استخوان بندی دولت- کشور باشد، جزئی از قانون اساسی آن کشور است. و به لحاظ شکلی، قانون اساسی مجموعهای است متضمن اصول و قواعد رفتاری یا سازمانی که در یک متن رسمی و تشریفاتی، به وسیلۀ مقامات صالح به تصویب میرسد و بر افراد و سازمان ها و متصدیان امور و قوانین عادی حاکم است.
قانون اساسی در سلسله مراتب قوانین و مقررات کشور بالاترین مرتبه را دارد و سایر قوانین که شامل قوانین عادی مصوب قوۀ مقننه، تصویب نامهها و آییننامههای مصوب قوۀ مجریه و مصوبات انجمنها و شوراهای محلی هستند، در مراتب پائین تر قرار دارند. به موجب این جایگاه، قانون اساسی قانون برتر کشور است که به وسیلۀ قوۀ مؤسس یا مجلس مؤسسان پدید میآید. این برتری اقتضا میکند که سایر قوانین و مقررات از قانون اساسی پیروی کنند و در واقع قانون اساسی دیگر مقررات را کنترل میکند.
به لحاظ این اهمیت و جایگاه والا، قانون اساسی باید از ثبات لازم برخوردار باشد و به سهولت در معرض تغییر و تبدیل واقع نشود. از این رو، تجدید نظر و بازنگری در آن همانند قوانین عادی آسان نیست. اما از طرفی، تغییر و تحول نیازهای انسان را موجب میشود و این واقعیت گاهی نقص و نارسایی قوانین و از جمله قانون اساسی را مینمایاند. بنابراین، منع امکان بازنگری در قانون اساسی عقلایی نیست. نظر به این دو جنبه، بازنگری در قوانین اساسی، معمولاً با شرایط و محدودیتهایی پیش بینی و تجویز میگردد. در نظام های مختلف برای حفظ حرمت و اقتدار قانون اساسی برخی مراجع قضایی خاص و یا نهادهای سیاسی ویژه پیشبینی شدهاند. این نقش را در جمهوری اسلامی ایران شورای نگهبان قانون اساسی بر عهده دارد
. قانون اساسي: عبارت است از مجموعه مقررات لازمالاجرايي که توسط يک مجلس خاص(از لحاظ اعضا, شرايط اعضا, از لحاظ مکان وزمان) با تشريفات ويژه به تصويب رسيده و در مورد شکل و نوع حکومت, سازمانهاي حکومتي, قواي حاکم بر کشور و رابطه سه قوه با يکديگر, حقوق ملت و رابطه متقابل دولت و ملت بحث مي کند.