ويژگي هاي قانون اساسی:
قانون اساسی هر کشوری، در حقیقت در حکم زیر بنای ساختمان حقوقی- سیاسی- اداری آن کشور است. باید دارای شرایط و خصوصیاتی باشد که بر طبق اصول منطقی صحیح جوابگوی نیازهای حیاتی ساختمان جامعه بوده حرمت آن همیشه حفظ شده کمتر در معرض تغییر تبدیل قرار گیرد. خصوصیاتی که یک قانون اساسی خوب و مطلوبی باید دارا باشد به شرح زیر است:
الف) قانون اساسی باید مبتنی بر وضعیت خاص هر کشور باشد: هر کشوری از نظر بافت سیاسی اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و مذهبی آن ممکن است با کشوردیگر متفاوت باشد. قانون اساسی در حقیقت قالب حقوقی این بافتها و زیر بناها را میریزد و بنابر این طبیعی است که باید با آنها هماهنگ باشد .اگر قانون اساسی یک کشور دیگر به صرف اینکه آن کشور در زمینه های سیاسی اجتماعی پیشرفته است، برای کشوری که از هیچ جهت با آن هماهنگی ندارد، ترجمه یا عیناً منتقل شود؛ در حقیقت لباس ناموزونی است که بر پیکر آن آویزان است و هیچ گونه تناسبی ندارد. بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی که جدیداً به استقلال دست یافتهاند، طبیعتاً به قانون اساسی مستقلی نیاز داشتند و با توجه به اینکه در زمان استقلال افکار کم و بیش ترقی خواهانه نیز در این کشورها رواج داشته است و ضمناً تصور خاصی از پیشرفت فرهنگ و تمدن غربی داشتهاند. قانون اساسی یک یا چند کشور اروپایی را ترجمه و با مختصر تصرفاتی آن را قانون اساسی خود قرار دادهاند. تحمیل یک قانون اساسی بیگانه به این شکل بر پیکر جامعه ای که ممکن است از هیچ جهت تشابهی با کشور مبدا نداشته باشد، نمیتواند جوابگوی نیازهای واقعی کشور میزبان باشد و اجرای آن همیشه با مشکلاتی مواجه خواهد شد که اساس حکومت جدید را متزلزل میکند . به طور کلی نهادهای هر کشور از نظر حقوقی باید به گونه ای باشد که بتوانند نیازهای اقتصادی– سیاسی آن کشور را به نحو مطلوب تأمین کرده، ارزشها ی اخلاقی، مذهبی و تاریخی یک کشور را حفظ کنند .اما این بدان معنی نیست که کشورهایی که جدیدا استقلال یافته اند یا کشورهایی که در زمینه قانون اساسی تجربه کمتری دارند در تهیه و اصلاح و بازنویسی قانون اساسی خود نباید از تجربیات سایر کشورها استفاده کنند؛ بلکه برعکس، تا آنجا که به حیات سیاسی و زیر بناهای اخلاقی و اجتماعی آنان لطمه نمیزند و مخصوصا از نظر فرم و شکل ظاهری هر کشوری میتواند از اطلاعات و تجربیات مفید سایر کشورها بهره گیرد.
ب) مقدمه قانون اساسی باید متضمن اصول و تعاریف کلی از مکتب و خط مشی کلی سیاسی هر کشور باشد:به طوری که گفته شد قانون اساسی در حقیقت قانون مادر است و اسکلت سازمانهای حیاتی یک کشور را پیریزی میکند؛ بنابراین قانون اساسی باید در درجه اول مبتنی بر یک سلسله اصول کلی که حاکی از مکتب و ایده های اساسی منتخب آن کشور است باشد و اصول و احکام قانون اساسی منطبق و باز گوکننده آن اصول کلی میباشد .به همین لحاظ ملاحظه میگردد مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متضمن یک سلسله اصول کلی است که مبتنی بر اعتقادات مذهبی ، اسلامی و انقلابی است وسپس سایر فصول و اصول آن بازگشتش به همان اصول کلی است.
ج)در فصل بندی قانون اساسی باید رعایت نظم و ترتیب شده باشد :با توجه به اهمیت قانون اساسی و حساسیت تفسیر و تاثیر آن در سایر قوانین، مطالب مربوط به هر فصل باید در محل خود ذکر شود و از تشتت و پراکندگی مطالب پرهیز گردد تا جایی برای تفسیرهای متضاد و مغایر باقی نماند.
د)در قانون اساسی باید از ذکر جزئیات پرهیز شود:در قانون اساسی باید به دو اصل لزوم و اختصار توجه شود.منظور از لزوم این است که آیا چه مسائلی واقعا و لزوما باید در قانون اساسی ذکر شود و بعد آنچه لازم است حتی الامکان به اختصار ذکر شود.بنابراین آنچه که لازم نیست و آنچه که باید به مفصل ذکر شود به قوانین عادی واگذار شود.در غیر اینصورت تفصیل و مطالب و ذکر جزئیات موجب اطاله قانون اساسی خواهد شد.از طرف دیگر این تفصيل موجب عسر و حرج مقنن در وضع قوانين عادی خواهد شد زیرا به سادگی نمیتواند از حدود قانون اساسی خارج شده و قوانین مورد لزوم جامعه را وضع کند .
ه)مقررات قانون اساسی باید قابلیت اجرا داشته باشد:این اصل در حقیقت ناشی از اصل اول است که به موجب آن قانون اساسی باید مبتنی بر ملاحظات سیاسی اقتصادی و اجتماعی هر جامعه باشد در غیر اینصورت بدون رعایت این ملاحظات قانون اساسی در حقیقت پلی است که خارج از رودخانه ساخته شده است و در نتیجه قابلیت اجرا و استفاده آن از بین خواهد رفت.متزلزل شدن یک یا چند اصل از اصول قانون اساسی و غیر قابل اجرا ماندن آن موجب تزلزل اساس آن و سلب اعتماد و حرمت جامعه نسبت به قانون اساسی میگردد.
و) وضـوح و قـاطعيت)قانون اساسی باید از ابهام و اجمال بپرهیزد:در قانون اساسی از استعمال کلمات نا مفهوم و نا مانوس باید پرهیز گردد و تمام اصول آن از روشنی و صراحت لازم برخوردار باشد؛ در غیر اینصورت برداشتها تفسیرها و استنباطات مختلف و گاهی متضاد که ممکن است در بعضی موارد توام با سوء استفاده از موقعیت نیز باشد موجب اختلاف سازمانها و احزاب سیاسی و درگیری آنها با یکدیگر میگردد. مخصوصاً اگر کنترل تطبیق قوانین عادی با قانون اساسی در صلاحیت محاکم باشد، این دو موجب صدور احکام متناقض و سست شدن حرمت قانون اساسی خواهد شد.بنا بر ان هنگام تهيه و بررسى قانون اساسى بايد تمام تلاش ها مصروف شود كـه مـقـررات آن كـامـلاً گـويـا، روشـن و صـريح باشند به گونه اى كه حتى المقدور نيازمند نباشد و راه را براى برداشت هاىدوگانه و سليقه اى ببندد.
امـا واقـعيت اين است كه قانون اساسى نيز تدوين شده دست انسان است و امكان بروز ابهام در آن وجـود دارد. عـلاوه بر اين ، هر قدر كه از نظر زمانى از دوران تصويب و تدوين قانون اساسى فـاصـله مـى گـيـريـم امـكـان درك شـرايـط و اوضـاع و احـوال زمـان تـنـظـيـم آن كـمـتر مى شود و در نتيجه برداشتها از منظور و مقصود قانونگذار نيز متفاوت مى گردد. به همين جهت ، قانون اساسى براى جلوگيرى از اختلاف در تفسير و برداشت از خـود، مـرجـعـى بـه نـام ((شـوراى نـگـهبان )) را به عنوان تنها ركن صلاحيتدار براى تفسير قانون اساسى در اصل 98 پيش بينى كرده است
ر)اصول قانون اساسی باید بدون تعارض با یکدیگر باشد.
ح) پیشبینی چگونگی اصلاح و تجدید نظر در قانون اساسی،
.
ط)ـ فصل بندى : قانون اساسى بايد به شكل فـصـل بـنـدى شـده و تـرتـيـب خـاص تـنـظـيـم شـود و اصـول مـربـوط بـه هـر مـوضوع در يك فصل مشخص بيان شود تا امكان دسترسى به آن را آسان نمايد. به همين منظور قانون اساسى است
انواع قانون اساسي
1- قانون اساسي مدون: يک متن رسمي با تشريفات ويژه به تصويب مجمع صلاحيت دار مؤسسي رسيده باشد و به عنوان قانون برتر و پرقدرت و با دوام تشکيلات سياسي, مسئولين و قواي حاکم را در برگيرد. مانند قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و90 درصد قوانين اساسي كشورهاي دنيا .
قانون اساسي غير مد ون : قانون اساسي که در آن متن مشخص ,معين وفصل بندي شده و مصوب مجمع موسس در ميان نباشد . اما همان محتواي قانون اساسي بر ارکان حکومت حاکم باشد وتشکيلات سياسي, اداري و قضايي مبتني بر يک سلسله قوانين مدون, رويه ي قضايي و حتي عرف وعادت باشد . مانند قانون اساسي انگلستان
2- قانون اساسي با متن واحد: قانون اساسي که در همه اصول آن در يک متن واحد جمع آوري شده است. مانند قانون اساسي ايران .
قانون اساسي با متون متعدد؛ مانند قانون اساسي مشروطيت که دو متني بود، شامل اصل قانون و متمم آن يا قانون اساسي جمهوري سوم فرانسه که سه متني بود.
3- قانون اساسي که همۀ اصول آن ارزش واحد دارد: قانون اساسي که امکان تجديد نظردر تمامي اصول آن وجود داشته باشد .
قانون اساسي که همه اصول آن ارزش واحد ندارد: قانون اساسي که برخي اصول آن قابل تجديد نظر مي باشد .مانند اصل 12 و14 قانون اساسي ايران.
4- قانون اساسي در رابطه با مذهب :
الف) قانون اساسي متکي به مذهب؛ يعني قانوني که همه اصول آن آميخته به مذهب باشد مانند: قانون اساسي ايران .
ب) قانون اساسي بياعتنا به مذهب؛ البته در اينجا افراد ميتوانند شخصاً اعتقادات مذهبي داشته باشند، ولي در قانون اساسي مذهب خاصي به رسميت شناخته نشده است، مانند قانون اساسي اکثريت کشور هاي دنيا .
ج) قانون اساسي که با دين و مذهب پيوستگي و ارتباط زيادي ندارد، ولي يکي از اديان رسمي را به رسميت شناخته است. مانند قانون اساسي دوره ي مشروطيت .
5- قانون اساسي اعطائي (اقتداري) : قانون اساسي که از سوي صاحب اقتدار مطلق يعني پادشاه ويا امپراتور و يا نظاير آن به عنوان امتياز به رعاياي خود اعطا مي شود مانند آنچه در فرانسه در زمان لويي هجدهم اتفاق افتاد.
قانون اساسي نيمه اعطائي (نيمه اقتداري): قانون اساسي که شکل گيري آن توسط حاکم مطلق و با همکاري يک يا دو مجلس صورت گيرد . مانند قانون اساسي مشروطيت .
6- قانون اساسي انعطاف پذير: چنانچه اصول قانون اساسي در مقام تجديد نظر, نسخ يا بطلان قوانين با مقررات عادي تفاوت نداشته باشد و در نتيجه ارزش و اعتبار قانون اساسي با قوانين عادي يکسان تلقي گردد به طوري که قانون گذار عادي بتواند به آساني با وضع مقررات عادي اجراي اصولي از قانون اساسي را تعطيل کند به آن قانون اساسي انعطاف پذير گويند.
قانون اساسي انعطاف ناپذير: در صورتي که بين اصول قانون اساسي و قوانين عادي سلسله مراتب وجود داشته باشد و در واقع قوانين اساسي برقوانين عادي برتري و رجحان داشته باشد به آن قانون اساسي انعطاف ناپذير گويند .
قانون اساسی دموکراتیک:
امروزه رایجترین شیوه تاسیس قانون اساسی ،استفاده از شیوه های دموکراتیک است که عموماً از طریق مجالس مؤسسان یا کنواسیون هایی که اعضای آن با آرای عمومی انتخاب می شوند، بوجود می آیند .
رفراندم نیز راه کلی است که در پی تدوین قانون اساسی توسط کمیسیون یا مجمع منتخب مردم جهت تصویب قانون اساسی مورد استفاده قرار می گیرد.